منهاج سراج
52
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
روى به تزايد نهاد [ ( 1 ) ] [ الغخان معظم [ ( 2 ) ] ] چون در ان مرتبه خدمات كرده بود ، و آثار پسنديده نمود امير آخر شد ، و مراكب ملك و سلطنت در لگام [ ( 3 ) ] تصرف او آمد ، و چون ملك بدر الدين سنقر امير حاجب شد او را در حق الغخان [ ( 2 ) ] شفقت پدرانه بود ، حسن اهتمامى ارزانى داشت او را از آن پايه بالاتر آورد ، اقطاع ريوارى [ ( 4 ) ] به دو مفوض شد ، چون بدان طرف رفت ، مواسات كوه [ پايه ] را به قوت [ و ] شجاعت مالش تمام داد ، و آن نواحى را در ضبط آورد [ ( 5 ) ] و چون سلطنت معزى روى بانحطاط نهاد ، ملوك باتفاق يك ديگر ، بدر شهر آمدند ، و جملهء امراء و ملوك با هم متفق شدند ، الغخان [ ( 6 ) ] خلدت دولته ، كه اقطاع ريوارى [ ( 7 ) ] داشت جلادت فراوان نمود ، و آثار شهامت در تحصيل غرض ملوك [ ( 8 ) ] چندان ظاهر گردانيد ، كه هيچ يك ( از ) امراء و ملوك و ترك و تاجيك [ ( 9 ) ] به صد يك او نرسيدند ، و همگنان بر قوت و مبارزت و تا زندگى او اتفاق كردند ، كه از همه زيادت است . چون شهر فتح شد ، هانسى حوالهء خدام او شد ، چون آن ولايت در ضبط ( او ) آمد ، روى بعمارت نهاد ، و خلايق از آثار عدل و انوار بذل او مرفه الحال شدند ، و كار دولت الغخان [ ( 2 ) ] به جائى رسيد كه ديگر ملوك را از طراوت اقبال او رشك آمدن گرفت ، و ( خار ) خار حسد در باطن هر يك زحمت دادن گرفت ، اما چون خداى تعالى خواسته بود ، كه او را از همه بزرگتر باشد ، هر چند آتش حسد ايشان زيادت ميشد ، رايحهء عود دولت او در مجمر ايام مزيد ميگرفت [ ( 10 ) ] يريدون ان يطفئوا نور الله بافواههم و يا بى الله الا ان يتم نوره [ ( 11 ) ] ، ملك تعالى او را در منصب دولت مخلد داراد . داعى دولت [ فاهره ] منهاج سراج را كه مؤلف اين طبقات است حقشناس انعام وافر ، و اكرام شامل آن [ ( 12 ) ] خاقان معظم كناد [ ( 13 ) ] كه هزار جزو كاغذ مقرمط [ ( 14 ) ] در اوصاف پسنديده ( و اخلاق گزيدهء )
--> [ ( 1 ) ] مط : اقبال الغ خان برآمد [ ( 2 ) ] اصل : الوخان معظم ، [ ( 3 ) ] اصل : در كام تصرف [ ( 4 ) ] اصل : ديوارى ، ولى قرار مط و راورتى ريوارى صحيح است ، كه سركارى بود از صوبهء دهلى . داراى يازده محل و چهار دستور ( آئين اكبرى ج 2 ص 28 ) [ ( 5 ) ] مط : ضبط كرد [ ( 6 ) ] اصل : الوخان [ ( 7 ) ] اصل : ديوارى . مط : كه مقطع ريوارى بود [ ( 8 ) ] مط : بعرض ممالك [ ( 9 ) ] مط : تازيك [ ( 10 ) ] مط : مزيد مىپذيرفت [ ( 11 ) ] قرآن ، التوبه 32 [ ( 12 ) ] مط : اين [ ( 13 ) ] اصل : كشاد [ ( 14 ) ] مقرمط : خط ريزه و سطور بهم متصل نوشته شده ، و به همين معنى در تاريخ بيهقى نيز آمده ( فرهنگ نظام )